أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
33
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
انتشار كامل آن سخنى هم در ميان نبود . هنگامى كه از تفاوتهاى ترجمهء فارسى صيدنه با نسخهء اصلى عربى آن سخن در ميان است ، پيش از همه بايد به افزودههاى كاسانى اشاره كنيم . از آنجا كه بيرونى در اثر خود از خواص درمانى مواد ، ذكرى به ميان نمىآورد و به ويژه در مقدمه نيز به اين مسئله اشاره مىكند ، كاسانى تصميم مىگيرد تا اين كار را خود انجام دهد و پس از هر عنوان ، عنوان « خاصيت » را اضافه مىكند . كاسانى با نقل قول از ابو زيد ارجانى كيفيّت و خواص درمانى مادهء مورد توصيف را در همان عنوان دارو مىآورد . به عنوان مثال دو افزوده از اين نوع را مىآوريم : از شمارهء 12 ( 24 ب نسخهء فارسى ) : « خاصيت . ارجانى گويد : انبرباريس سرد و خشك است در دو درجه و قابض است و تشنگى را دفع و بيمارىهاى معده و جگر را سودمند است و مقوى است مر اين هر دو عضو را و ريش روده را و اسهال را دافع است » . از شمارهء 517 ( 91 الف نسخهء فارسى ) : « سيماب چون كشته شود « 73 » گر را منفعت كند و شپش و رشك را دفع كند به طلا و اگر با داروهاى گر به هم آميخته سود دارد و سيماب كشته و ناكشته چون خورده شود هلاك كند » . اينگونه افزودهها در چاپ حاضر حذف شده اما در چاپ ازبكى صيدنه خواهد آمد . افزونبر اين ، كاسانى در ترجمهء صيدنه از برخى منابع استفاده مىكند كه بيرونى از آنها نام نبرده است و در اين ميان پيش از همه بايد از المنقول مؤلف ناشناسى به نام مخلص مصرى « 74 » اشاره كرد . در ترجمهء فارسى به نام بيش از 15 دانشمند عرب و بهطور كلى زبانشناس و فرهنگنويس برمىخوريم كه در متن عربى صيدنه نيامده است و امكان دارد كه اين نيز كار خود كاسانى باشد . اين نامها عبارت است از : ابو عمرو الشيبانى ، زبانشناس ( 713 - 821 ) ؛ ابو زيد الانصارى ، زبانشناس ( 737 - 830 ) ؛ ابو اسحق الزجاج ، زبانشناس ( 855 - 923 ) ؛ غلام ثعلب ، زبانشناس ( درگذشت 956 ) ؛ الجوهرى ، ( 73 ) . « كشتن جيوه » - تبديل آن به حالت سكون از راه مالش آن با زاجها ، سركه يا چربى . كريموف ، سر الاسرار ، 155 ، يادداشت 350 . ( 74 ) . تا آنجا كه از روى نقلقولها مىتوان قضاوت كرد ، المنقول ظاهرا چيزى همانند فرهنگ مترادفهاى مواد دارويى است . كاسانى در اصل ، نامهاى يونانى و چند نام سريانى را از آن اقتباس كرده است . عبارت « نام لاتينى » كه در صيدنه به چشم مىخورد نيز از المنقول گرفته شده و در متن عربى ديده نمىشود .